سرنوشت دنیا پس از ویروس کرونا چگونه خواهد بود ؟ چهار آینده احتمالی

اشتراک گذاری این مطلب:

Share on whatsapp
Share on telegram
Share on email
Share on twitter
Share on print
0 0 vote
Article Rating

نوشته سیمون میر

شش ماه ، یک سال یا ده سال آینده کجا خواهیم بود؟نیمه شب از خواب بیدار میشوم و فکر میکنم که آینده برای من و عزیزانم چگونه رقم میخورد؟

برای دوستان و اقوام آسیب پذیرم چطور؟

فکر میکنم که چه سرنوشتی در انتظار شغل من است ؟

با این وجود فکر میکنم که از خیلی ها خوش شانس تر هستم!زیرا هنوز حقوقم را دریافت میکنم و از راه دور به کارم ادامه میدهم

من این نوشته را از انگلستان مینویسم ، جایی که من دوستان زیادی با شغل آزاد دارم که مدت هاست حقوقی دریافت نکرده اند ، دوستانی که شغل خود را از دست داده اند .

قراردادی که 80 درصد حقوق من را پرداخت میکند در ماه دسامبر تمام شده . کرونا ضربه سختی به اقتصاد جهانی زده است و من همیشه فکر میکنم آیا زمانی که من به کار جدیدی نیاز دارم کسی استخدام میشود؟

تعداد آینده هایی احتمالی برای جهان پس از کرونا ویروس وجود دارد که همگی آن ها بستگی به رفتار دولت و البته جامعه به کرونا ویروس و عواقب اقتصادی مربوط به آن دارد. خوشبختانه ما از این بحران برای بازسازی و ساخت چیز های بهتر و انسان دوستانه تر استفاده میکنیم اما ممکن است همه چیز بدتر پیش برود …

من فکر میکنم که ما میتوانیم موقعیتمان را با نگاه به سیاست های افتصادی بحران های قبلی جهانی درک کنیم.

تحقیق من روی اصول پایه اقتصاد مدرن تمرکز کرده است : شبکه ذخایر جهانی ، دستمزد ها و محصولات تولید شده به طور خیلی واضح ، ما باید به دنبال یک نوع متفاوت از “اقتصاد” باشیم که بتواند در برابر کرونا بایستد

به عنوان یک جواب 4 آینده احتمالی وجود دارد : 1-بازگشت به بربریسم 2_سیستم سرمایه داری دولتی قوی 3-سوسیالیسم دولت های افراطی و در آخر 4-تبدیل به یک جامعه بزرگ بر مبنای کمک های متقابل به هم

تمام این گزینه ها هرچند ممکن است مطلوب نباشند تماما ممکن و قابل رخ دادن هستند

تغییرات کوچک، آن ها را از بین نبرید!

کرونا ویروس دقیقا مثل تغییرات آب و هوایی یک بخش از مشکلات نظام اقتصادی است. اگرچه که کرونا با مشکلات زیست محیطی همراه می شود اما این مشکلات “محرک و جلوبرنده” جامعه هستند.

بله! تغییرات آب و هوایی ناشی از “گاز های خاص” هستند که گرما را جذب میکنند این توضیح بسیار ساده از اثر گلخانه ای است . برای درک واقعی از تغییرات آب و هوایی باید دلایلی را که به واسطه آن هنوز گاز های گلخانه ای را منتشر میکنیم درک کنیم . همین روال برای کرونا هم وجود دارد ، بله! دلیل اصلی این پاندمی “کرونا” است اما “مدیریت” تاثیرات آن ما را مستلزم درک رفتار انسان و زمینه های اقتصادی گسترده آن میکند.

اگر فعالیت های اقتصادی غیر ضروری را کاهش دهید مقابله با کرونا و تغییرات آب و هوایی بسیار آسانتر میشود. برای تغییرات آب و هوایی به این دلیل که اگر کالای کمتری تولید کنید به انرژی کمتری احتیاج دارید و در نتیجه گاز های گلخانه ای کمتری تولید میشود. اپیدمیولوژی کرونا به سرعت در حال تغییر و تحول است اما نکته اصلی هم به همین اندازه ساده است ! مردم در رفت و آمد با یک دیگر عفونت را منتقل می کنند و این اتفاق در خانوار ها و در محل های کار و در سفر ها انجام میشود. کاهش این رفت و آمد ها “احتمالا” روش انتقال شخص به شخص را کاهش میدهد و در کل منجر به موارد بیماری کمتری میشود .

کاهش تماس بین مردم احتمالا به سایر استراتژی های کنترلی هم کمک میکند . یک استراتژی کنترلی موسوم برای شیوع بیماری های عفونی “فاصله گذاری اجتماعی به وسیله ردیابی رفت و آمد ها و تماس ها” است که درآن نزدیکان و مخاطبان یک فرد بیمار و ناقل شناسایی و سپس ایزوله و قرنطینه میشوند تا از گسترش بیشتر عفونت جلوگیری شود.

این کار بیشترین تاثیر را زمانی دارد که تعداد زیادی از افراد در رفت وآمد با شخص بیمار شناسایی شوند. هرچه افراد در تماس کمتری با خود داشته باشد برای رسیدن به درصد بالاتر از افراد شناسایی شده به ردیابی “کمتری” احتیاج است.

میتوانیم اثر این کار را در ووهان یعنی کانون شروع شیوع کرونا مشاهده کنیم که فاصله گذاری اجتماعی و قرنطینه میتواند چقدر موثر باشد . “اقتصاد توام با سیاست” همچنین میتواند در درک اینکه چرا قرنطینه زودتر در آمریکا و کشورهای قاره سبز انجام نشد به ما کمک کند .

اقتصاد شکننده و آسیب پذیر

قرنطینه به اقتصاد جهانی فشار می آورد و ما با یک رکود اقتصادی جدی رو به رو هستیم . این فشار هم چنین باعث شده که برخی از رهبران جهانی خواستار کاهش اقدامات مربوط به قرنطینه شوند.

در حالی که 19 کشور دیگر دنیا از موضع خود در برابر کرونا عقب کشیده اند، رییس جمهور آمریکا دونالد ترامپ و رییس جمهور برزیل بولسونارو خواستار کاهش محدودیت های مربوط به قرنطینه شدند.

ترامپ خواستار بازگشت اقتصاد آمریکا به حالت عادی در طی سه هفته شد.

همچنین بولسونارو اذعان کرده که : زندگی باید ادامه پیدا کند و مشاغل باید دوباره شروع شوند و باید به حالت عادی برگردیم

در همین حال بریتانیا 4 روز قبل از اعلام 3 هفته قرنطینه ، نخست وزیر انگلستان بوریس جانسون تنها با کمی حاشیه پردازی کمتر نسبت به دونالد ترامپ اعلام کرد که بریتانیا میتواند در طی 12 هفته اوضاع را کنترل کند . حتی اگر جانسون درست گفته باشد این مسئله همچنان باقی است که ما با یک سیستم اقتصادی زندگی میکنیم که به وسیله یک پاندمی به نام کرونا در حال فروپاشی است.

فروپاشی اقتصاد مسئله ساده و پیش پا افتاده ای است، مشاغل زیادی برای سودآوری وجود دارد که اگر تولید آن ها لطمه بخورد در نتیجه نمیتوانند کالایی را بفروشند . این به این معنی است که آن ها سودآوری نخواهند داشت و این به این معنی است که آن ها قادر به استخدام کارگران و کارمندان جدید نخواهند بود . بیزینس ها میتوانند در کوتاه مدت پرداخت حقوق کارگرانی را که “هم اکنون” به آن احتیاج ندارند را به زمان دیگری موکول کنند که در آن اقتصاد دوباره سرپا شده باشد.

اما اگر همه چیز بدتر پیش برود آن ها نمیتوانند حقوق لازمه را پرداخت کنند و به این ترتیب افراد بیشتر و بیشتری شغل خود را از دست خواهند داد. پس مردم کالای کمتری را خریداری خواهند کرد و این چرخه نابودی اقتصاد دوباره تکرار میشود و این چنین ما به سمت یک رکود اقتصادی پیش میرویم.

در بحران های عادی راه کار بسیار ساده است، دولت هزینه هارا تا زمانی که شروع دوباره به کار شود میپردازد (این نوع رفتار همان چیزی است که جان مینارد کینز به آن مشهور است) اما این مداخلات عادی در اینجا کارآمد نیست. تمام نکته قرنطینه این است که مانع ورود افراد به محل های کارشان بشود و از پخش ویروس جلوگیری شود. یک تحقیق نشان داده است که برداشتن مخدودیت های قرنطینه در ووهان (از جمله بازگشایی مراکز کار) خیلی زود میتواند چین را در اواخر سال 2020 وارد فاز دوم بیماری کند. همان طور که اقتصاد دان معروف جیمز میدووی نوشته است، یک پاسخ درست به کرونا ویروس شروع یک اقتصاد مانند زمان وقوع جنگ نیست (تولید انبوه محصولات توسط عده خاص) بلکه بیشتر ما نیازمند یک اقتصاد ضدجنگ هستیم و البته نیازمند یک مقیاس بزرگ برای تولید محصولات توسط اقلیت مردم و اگر میخواهیم در آینده نسبت به بیماری های همه گیر مقاوم تر باشیم ( و همچنین برای جلوگیری از اثرات بد تغییرات آب و هوایی) به سیستمی نیاز داریم که تولید محصولات را به شکلی سازمان دهی کند که باعث از دست رفتن معیشت و شعغل مردم دیگر نشود .

بنابراین آنچه ما نیاز داریم یک طرز فکر اقتصادی جدید است.

ما همیشه تمایل داریم به اقتصاد به عنوان یک راه برای خرید و فروش کالاهای مصرفی نگاه کنیم اما این چیزی نیست که “اقتصاد” به آن تعلق دارد ، بلکه در اصل اقتصاد “راهی” است که ما از منابع خودمان استفاده کنیم و آن ها را “تبدیل” به چیزهایی کنیم که برای زندگی به آن احتیاج داریم. با این تفکر میتوانیم فرصت های بیشتری برای زندگی متفاوت ایجاد کنیم که به ما اجازه میدهد تا بدون دردسر کالاهای “کمتری” تولید کنیم .

من و دیگر اقتصاددان ها همیشه درگیر این موضوع هستیم که چگونه در جامعه به طور عادلانه ای کمتر کالا تولید کنیم؟ زیرا این چالش برای مقابله با تغییرات آب و هوایی بسیار مهم است . به طور برابر ، هرچه بیشتر تولید کنیم بیشتر گازهای گلخانه ای را منتشر میکنیم . پس با این حساب چگونه میتوان میزان تولید کالارا در عین حال که کارمندان به همان اندازه سرکار باشند کم کرد؟

برخی طرح کاهش طول هفته کاری را پیشنهاد دادند و یا طبق بررسی های انجام شده میتوان به افراد اجازه داد تا کندتر و با فشار کمتر کار انجام دهند . البته هیچ کدام از این ها مستقیما روی کرونا اثرندارد . اما هدف اصلی پیشنهاد همین است که بتوانیم وابستگی افراد را به دستمزدشان کم کنیم .

اقتصاد برای چیست؟

نکته اصلی برای پاسخ به کرونا ویروس این سوال است که اقتصاد برای چیست؟ در حال حاضر هدف اصلی اقتصاد جهانی تسهیل مبادله پول در دنیاست.

این دقیقا همان چیزی است که اقتصاد دانان آن را “ارزش ارز” مینامند . مهم ترین ایده سیستم کنونی که ما در آن زندگی میکنیم این است که ارزش مبادله همان چیزی است که برای ما ارزشمند است. در اصل مردم پولشان را صرف خرید چیز هایی میکنند که ارزش خرید دارند و این درصد خرید مردم درباره کالا ها به ما خاطرنشان میکند که آن کالا چقدر “ارزش” استفاده کردن از آن را دارد. به همین دلیل است که بازار ها و فروشگاه ها بهترین راه برای اداره کردن اقتصاد جامعه است. آنها به شما فرصت میدهند که با آن ها سازگار شوید و همچنین بسیار انعطاف پذیر هستند تا ظرفیت تولید را با مقدار استفاده مطابقت دهند .

آنچه باعث اطمینان خاطر کرونا میشود همین باور غلط ما درباره بازار است . در سرتاسر دنیا دولت ها از اینکه سیستم های بحرانی (به طور مثال زنجیره های تامین و مراقبت های اجتماعی و…) مختل شوند میترسند . اما فاکتور های موثر زیادی در این امر وجود دارد

اول، این موضوع که کسب درآمد از بسیاری از اساسی ترین خدمات اجتماعی بسیار دشوار است. این امر تا حدی به این دلیل است که عامل اصلی سود “رشد بهره وری نیروی کار است” یا به عبارت دیگر انجام کار بیشتر با تعداد کمتری افراد.

مردم همچنین در بسیاری از مشاغل به ویژه مواردی که به تعامل شخصی متکی است مانند مراقبت های بهداشتی به هزینه هنگفتی احتیاج دارند. در نتیجه رشد بهره وری در بخش مراقبت های بهداشتی تمایل به پایین تر بودن نسبت به بقیه بخش های اقتصادی دارد بنابراین هزینه های آن سریع تر از حد معمولی بالا میرود .

دومین نکته این است که مشاغل موجود در بسیاری از خدمات مهم و حیاتی آن هایی نیستند که تمایل به بالاترین ارزش در جامعه را دارند . بسیاری از مشاغل با حقوق بالاتر فقط برای تسهیل مبادلات وجود دارند ، این دقیقا همان چیزی است که دیوید گرابر آنرا “مشاغل مزخرف” مینامد !  با این وجود به دلیل اینکه پول زیادی در این مشاغل به دست می آید ما شاهد یک صنعت تبلیغاتی بزرگ و یک بخش مالی عظیم هستیم . با این حال ما با یک بحران دربهداشت و درمان و مراقبت های اجتماعی داریم و آن این است که بسیاری از مردم مجبورند از مشاغلی که برای خودشان و جامعه مفید است، خارج شوند زیرا این مشاغل به خوبی مایحتاج زندگیشان را تامین نمیکند.

این واقعیت که بسیاری از مردم مشغول کار های بیهوده هستند تا حدودی به همین دلیل است که ما به هیچ عنوان در حال حاضر قادر به پاسخ دهی به کرونا نیستیم . این پاندمی به ما گوشزد کرد که بسیاری از مشاغل ضروری نیستند و با این حال ما تعداد کافی کارگران و کارورزان مفید نداریم که بتوانیم به این پاندمی پاسخ دهیم.

مردم ناگزیر به مشاغل بیهوده هستند زیرا در جامعه ای که “ارزش مبادله و ارز” هدایت کننده اصلی اقتصاد است کالا های اساسی زندگی از طریق بازار ها قابل دسترس است و این به این معنی است که شما برای خرید آن ها به درآمد دیگری احتیاج دارید که ناگزیر ناشی از یک شغل دیگر است

طرف دیگر سکه این گونه است که شیوع کرونا بازار ها و تبادلات را به چالش کشیده است. درسراسر دنیا دولت ها اقداماتی را انجام میدهند که به طور مثال 3 ماه پیش غیر منتظره بود. در اسپانیا بیمارستان های خصوصی، دولتی اعلام شدند و در انگلیس چشم انداز دولتی اعلام کردن انواع حمل و نقل بسیار جدی و مهم به نظر میرسد و همچنین در فرانسه ، دولت آمادگی خود را برای دولتی اعلام کردن انواع مشاغل خصوصی اعلام کرده است .

به همین ترتیب شاهد از بین رفتن بازار کار ها هستیم. کشورهایی مثل دانمارک و انگلستان برای اینکه بتوانند جلوی کار مردم خود را بگیرند درآمدی در اختیار مردم قرار میدهند. این یک بخش اساسی از یک قرنطینه موفق است و البته به هیچ عنوان دور از باور نیست. با این وجود این در تضاد با یک اصل مهم است که “مردم برای به دست آوردن درآمد خود باید تلاش کنند” و همچنین میتواند حرکت به سمت و سوی این جنبش باشد که “حتی اگر کسی نتواند کار کند سزاوار است که با داشتن یک درآمد زندگی کند”

این اقدامات، روند 40 سال گذشته را برعکس میکنند  با گذشت این زمان بازار ها و مراکز خرید به عنوان بهترین راه اداره اقتصاد شناخته میشدند در نتیجه سیستم های عمومی تحت فشار افزاینده ای برای بازاریابی قرار گرفته اند به گونه ای که “مشاغل کار میکنند تا پول در بیاورند” . بنابراین کارگران بیشتری در معرض بازار قرار میگیرند؛ قرارداد های ساعت صفر و کلاهبرداری های اقتصادی از کارمندان و کارگران به تدریج حفاظت همیشگی را که “اشتغال های دراز مدت” بر آن داشته است را برداشته است.

اما به نظر میرسد که COVID-19 این روند را کاملا برعکس میکند و کالا های بهداشتی و درمانی را از بازار خارج و در اختیار دولت قرار میدهد ؛ دولت کالاهارا به دلایل بسیار زیاد تولید میکند اما برخلاف بازار ها مجبور نیست تنها برای “ارزش مبادله” تولید کند.

این تغییرات این امید را به من میدهد که ما با این روند میتوانیم جان بسیاری از افراد را نجات دهیم. مسئولین حتی از احتمال تغییر “طولانی مدت” که باعث خوشحالی ما شده و به ما در مقابله با تغییرات آب و هوایی هم کمک میکند خبر میدهد. اما چرا رسیدن ما به این نقطه به این اندازه طول کشید؟ چرا بسیاری از کشور ها مثل چین در کاهش تولیدات خود بسیار ناتوان بودند؟ پاسخ این سوال در گزارش اخیر سازمان بهداشت جهانی، WHO است : آنها “طرز فکر مناسب” نداشتند .

تصورات اقتصادی ما

نزدیک به 40 سال است که یک نظام بسیارگسترده اقتصادی به وجود آمده و این امر باعث شده تا توانایی سیاستمداران و مشاورانشان در دیدن شکاف در این نطام محدود بشود. البته آن ها همواره راه های دیگری را نیز در نظر دارند. این طرز تفکر اقتصادی توسط دو نکته اصلی هدایت میشود :

1-بازار همان چیزی است که باعث بهبودکیفیت زندگی  میشود بنابراین باید از آن محافظت شود.

2-بازار همیشه بعد از دوره های کوتاه بحران به حالت عادی باز خواهد گشت.

این دیدگاه ها برای بسیاری از کشور های غربی متداول است و شاید قوی ترین آن ها در انگلستان و آمریکا است که به نطر میرسد هر دو توانایی پاسخ دادن به COVID-19 را داشته باشند .

در بریتانیا ،کارمندان در مشاغل خصوصی رویکرد نخست وزیر را در مورد کرونا ویروس به نام “ایمن سازی جمعیت، محافظت از اقتصاد و اگر در این راه برخی از شهروندان مردند این خیلی بد است!” خلاصه کردند .

البته دولت این قضیه را رد کرده است اما اگر این قضیه واقعی باشد جای تعجب ندارد !

یک نماینده در تگزاس بیان می کند که بسیاری از افراد مسن با خوشحالی میمیرند و نمیبینند که آمریکا در رکود اقتصادی است. این دیدگاه ، بسیاری از افراد آسیب پذیر را به خطر می اندازد (و البته تمام مردم آسیب پذیر الزاما مسن نیستند)

یکی از کارهایی که این بحران انجام داد نشان دادن این بود که شهروندان میتوانند قدم هایی بردارند که سه ماه پیش غیر ممکن به نظر میرسید. هم چنین این بحران میتواند ایده های ما درباره تغییر عملکرد جهانی را به سرعت تغییر دهد. حال بگذارید ببینیم که تصورات ما درباره “جهان پس از کرونا” به کجا خواهد رسید

چهار آینده

برای کمک به بازنگری آینده، قصد دارم از تکنیکی از حوزه آینده پژوهی استفاده کنم. دو عامل در دیدن آینده بسیار مهم است : ارزش و تمرکز ؛ ارزش به هر آنچه هدایت کننده اقتصاد ما است اشاره دارد. آیا ما از منابع خود برای به حداکثر رساندن راندمان زندگی استفاده میکنیم ؟

تمرکز به شیوه های سازماندهی امور ، توسط تعداد زیادی واحد کوچک یا توسط یک نیروی فرماندهی بزرگ اشاره دارد  ما میتوانیم تمام این عوامل را در یک شبکه قرار دهیم و با توجه به آن ها در مورد آنچه در آینده ممکن است اتفاق بیفتد فکر کنیم و در این صورت با 4 آینده روبه رو

میشویم :

1-سرمایه گذاری دولتی : پاسخ متمرکز و حول یک مرکز ، اولویت دادن به “ارزش مبادله و ارز”

 

2-بربریت : پاسخ های غیر متمرکز برای “ارزش ارز و مبادله”

3-سوسیالیسم دولتی : پاسخ متمرکز و حول یک مرکز ، اولویت بندی برای حمایت از زندگی مردم

4-کمک متقابل : پاسخ های غیر متمرکز برای اولویت حمایت از زندگی

آینده پس از کرونا

سرمایه گذاری دولتی

سرمایه گذاری دولتی پاسخی است که در سراسر جهان شاهد آن هستیم . نمونه بارز آن انگلیس، اسپانیا و دانمارک است .

جامعه سرمایه گذاری دولتی به عنوان چراغ راهنمایی اقتصاد همچنان به دنبال “ارزش مبادله و ارز” است . اما این مسئله که بازار ها در بحران به حمایت نیاز دارند را هم به رسمیت میشناسد. با توجه به این که بسیاری از کارگران به دلیل بیماری نمیتوانند کار کنند و از بخاطر ترس از جان به سر کار نمیروند دولت با یک خدمت رسانی اجتماعی بزرگ روبه رو میشود. و همچنین با تقویت اعتبار و پرداخت حقوق به کارگران ، محرک اصلی “کنیزی” را به وجود می آورد (مترجم : لازم به ذکر است که مفهوم Keynesian مربوط به اقتصاد دان معروف انگلیسی جان مینارد کینز است که معتقد بود دولت باید پول های دولتی مردمی را برای کنترل مشاغل و کارمندان به کار ببرد)

انتظار میرود که این کار برای مدت کوتاهی انجام شود. وظیفه اصلی قدم هایی که یک به یک برداشته میشود این است که تا حد امکان مشاغل زیادی به کار ادامه دهند. به عنوان مثال در انگلیس، موادغذایی هنوز توسط بازار ها توزیع میشوند (اگرچه دولت عرصه رقابت را آرام تر کرده است) در جایی که کارگران به طور مستقیم پشتیبانی میشوند این کار به روش هایی انجام میشود که به دنبال به حداقل رساندن اختلال در عملکرد طبیعی بازارها است. به عنوان مثال در انگلستان پرداخت پول کارگران باید برای کارفرمایان اعمال شود و میزان پرداخت همچنین براساس ارزش مبادله ای است که کارگر دربازار ایجاد میکند تا سودمندی آن کار.

با این وجود ، آیا این میتواند یک سناریو موفق باشد؟ بله احتمالا ؛ اما تنها در صورتی که کرونا در یک دوره کوتاه قابل کنترل باشد بخاطر اینکه از انسدادکامل بازار جلوگیری شود . اما احتمالا انتقال بیماری همچنان ادامه خواهد داشت . به عنوان مثال در انگلستان ساخت و ساز های غیرضروری همچنان ادامه دارد و کارگران را به حال خود رها کرده اند و آن ها در محوطه ها گرد هم می آیند . اما در صورت افزایش شمار تلفات ،مداخله دولت به طور فزاینده ای سخت تر و با شدت بیشتری انجام خواهد شد . افزایش مرگ و میر باعث ناآرامی و تعمیق اثرات سو اقتصادی خواهد شد و دولت را وارد میکند تا اقدامات بیشتر و بنیادی تری را برای حفظ عملکرد بازار ها داشته باشد.

بربریت

این غم انگیز ترین سناریو است . بربریت در صورتی اتفاق می افتد که اگر ما به “ارزش مبادله و ارز” به عنوان اصل هدایتگر اعتماد کنیم و از حمایت از کسانی که به دلیل بیماری یا بیکاری از بازار خارج شدند امتناع کنیم؛ این توصیف چیزی است که ما تا به امروز آن را مشاهده نکرده ایم.

مشاغل از بین میروند و کارگران بیکار و گرسنه میشوند زیرا هیچ ساز و کاری برای محافظت از آن ها در برابر واقعیت های تلخ بازار و اقتصاد وجود ندارد. بیمارستان ها پشتیبانی نمیشوند و به همین دلیل آن ها هم در منجلاب رکود گرفتار و غرق میشوند. مردم میمیرند و بربریت نهایت یک وضعیت ناپایدار است که پس از یک دوره ویرانی سیاسی و اجتماعی به ویرانی در همه حوزه ها تبدیل میشود .

سوال اینجاست ، آیا این اتفاق ممکن است رخ دهد؟ نگرانی این است که آیا ممکن است این اتفاق در طول همه گیری یا به اشتباه در قله های دیگر همه گیری اتفاق بیفتد. نکته مهم در به سرانجام رسیدن این آینده این است که دذولت نتواند دراین وضعیت اقتصادی قدم های خود را برای حمایت از مردم بردارد. ممکن است که مشاغل و خانواده ها پشتیبانی شوند اما این به آن اندازه کافی نباشد تا از روبه رو شدن با بحران اقتصادی در برابر کرونا جلوگیری کند. به این صورت هرج و مرج به وجود می آید. ممکن است بیمارستان ها وجوه اضافی به مردم تحمیل کنند و وضعیت برای بیماران بدتر شود .

ممکن است حتی بعد از اوج گرفتن پاندمی بعضی از دولت ها به دنبال بازگشت به حالت عادی باشند . این مورد در آلمان خاطر نشان شده است که میتواند فاجعه بار باشد.

شکست های بعدی اقتصاد و جامعه باعث ناآرامی های سیاسی و اجتماعی میشود و به یک کشور شکست خورده تبدیل میشود و فروپاشی سیستم های رفاهی دولت و جامعه را باعث میشود.

سوسیالیسم دولتی

سوسیالیسم دولتی اولین ایده ای است که تنها با کمی تغییرات فرهنگی میتوانیم تصور کنیم که نوع دیگری از نگرش هارا در قلب اقتصاد قرار میدهد. این آینده ای است که با گسترش تدابیری که امروزه در اسپانیا و انگلستان و دانمارک شاهد آن هستیم به آن میرسیم.

نکته مهم اما این جاست که کارهایی مثل دولتی اعلام کردن بیمارستان های خصوصی و یا پرداخت دستمزد به کارگران راهی برای حمایت از بازار ها نیست بلکه یک راهکار برای حمایت از اقشار مختلف است. در چنین سناریویی، دولت برای حمایت از بخش هایی که بیشترین تاثیر اقتصاد را در زندگی خودشان میبینند گام برمیدارد . به عنوان مثال تامین مواد غذایی ، انرژی و سرپنا . و به این صورت این قسمت ها در زیر سایه بازار ها نخواهند بود. دولت بیمارستان ها را دولتی اعلام میکند و مسکن را آزادانه در اختیار مردم قرارمیدهد و سرانجام در انتها ، این امکان را برای شهروندان فراهم میکند تا به کالا های مختلف علی رغم کاهش نیروی کار دسترسی داشته باشند.

شهروندان به کارفرمایان به عنوان واسطه آنها بین کالاهای اساسی اعتماد ندارند و بنابراین پرداخت ها به طور مستقیم انجام میگیرند و این پرداخت ها همچنین بر اساس “ارزش مبادله” نیست، در عوض پرداخت ها برای همه یکسان است (درست بر این اساس که ما به عنوان یک عضو در جامعه زندگی میکنیم) یا این که بر اساس “سودمند” بودن کار است ؛ کارمندان مشغول در سوپرمارکت ها، رانندگان تحویل بار، انبار دارها، پرستاران و پزشکان و معلمان شامل این طرح میشوند.

این احتمال همچنین وجود دارد که ایده سوسیالیسم دولتی در نتیجه تلاش برای سرمایه داری دولتی و تاثیر بلند مدت از آن به وجود بیاید . البته اگر دچار یک رکود بزرگ اقتصادی شویم ، به گونه ای که با سیاست های استاندارد “کنیزی” که اکنون میبینیم نمیتوان تقاضا ها را برطرف کرد .

خطرات دیگری نیز در این روش سوسیالیسم دولتی وجود دارد ؛ باید مراقب باشیم تا از اتوریتاریانیسم جلوگری کنیم (مترجم : عبارت است از حکومتی که در آن آزادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار میگیر و قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز و تجلی میشود) . اما اگر این ایده به خوبی انجام شود میتواند بهترین راه برای مقابله با شیوع کرونا باشد ؛ چشم انداز کشور قدرتمندی که بتواند منابع مختلف را برای محافظت از سیستم اصلی اقتصاد خود و البته جامعه به کار ببرد .

کمک های متقابل

کمک های متقابل دومین آینده ای است که ما در آن از زندگی و معیشت به عنوان یک “اصل در هدایت اقتصاد” حمایت میکنیم. اما در این سناریو دولت نقش تعیین کننده ای ندارد ؛ در عوض افراد و گروو های کوچک سازمان یافته شروع به سازمان دهی و مراقبت در جامعه میکنند. البته خطرات ناشی از این آینده این است که گروه های کوچک قادر به سرعت بخشیدن به منابع موردنیاز برای افزایش موثر ظرفیت های بهداشتی نیستند. بلند پروازانه ترین بخش این آینده باعث میشود ساختار های دموکراتیک جدید به وجود آید. گروه هایی از جوامع که قادر به جذب منابع قابل توجهی با سرعت نسبی هستند. افرادی هستند که برای برنامه ریزی پاسخ های منطقه به منطقه ای برای متوقف کردن شیوع بیماری و معالجه بیماران تلاش میکنند .

این نوع سناریو میتواند از هر یک از مردم بر بیاید . این همچنین یک راهکار برای خروج از وحشیگری یا سرمایه داری دولتی است و میتواند از سوسیالیسم دولتی حتی حمایت کند . ما میدانیم که رفتار مردم در برابر شیوع ابولا در آفریقای غربی بسیار مهم بودند و ما ریشه این آینده را امروز در گروه هایی میبینیم که بسته های حمایتی و مراقبت های درمانی را سازمان دهی میکنند . ما میتوانیم این نوع آینده را به عنوان “یک واکنش دلسوزانه و عملی جامعه در برابر یک بحران در حال وقوع” ببینیم .

امید و ترس!

این چشم انداز ها هر کدام یک نوع کاریکاتور هستند اما ترس من نزول سرمایه داری دولتی به بربریت است. امید من اما به ترکیبی از سوسیالیسم دولتی و کمک های متقابل به هم است؛ یک کشور قدرتمند و دموکراتیک که منابع خود را برای ساختن یک سیستم بهداشتی قویتر بسیج کند . و مردم آسیب پذیر را نسبت به هوی و هوس بازار ها در اولویت قرار دهد و به مردم این توانایی را بدهد تا به یک دیگر از طریق کمک های متقابل خدمت کنند تا از طریق شغل های بیهوده .

آنچه امیدوار بودم روشن باشد این است که برخی از این سناریو ها باید زمینه ترس را در شما القا کند و برخی هم زمینه امید. COVID-19 نواقص جدی در سیستم های موجود ما نشان داد و پاسخ موثر به این نواقص احتمالا مستلزم تغییر بنیادی اجتماعی است. من معتقدم که این امر نیازمند به یک حرکت بسیار

بزرگ از سوی بازار ها و استفاده از سود به عنوان اولین روش برای سازماندهی اقتصاد است. نکته مهم این واقعیت این است که ما میخواهیم یک سیستم “انسانی و بهتر” بسازیم که درمقابل همه گیری های بعدی و سایر بحران هایی که احتمالا در آینده با آن ها روبه ور خواهیم شد مثل تغییرات آب و هوایی مارا محکم تر و قدرتمند تر سازد.

تحولات اجتماعی میتواند از جاهای مختلف و البته با تاثیرات فراوان تری حاصل شود. وظیفه اصلی برای همه ما خواستن جامعه ای است که با الهام گرفتن از اخلاق و منش ، به دموکراسی وزندگی مردم اهمیت بدهد و وظیفه اصلی سیاست های حیاتی در این بحران ، سازماندهی و چینش به پیرامون این ارزش هاست .

 

🖋نوشته: سیمون میر

📝مترجم: “محمد حسین کیوانلو پزشکی گیلان”

➖ به انجمن آینده پژوهی علوم پزشکی بپیوندید 👇

📲 @medical_futurology

🌐 Medicalfuturology.ir

مربوط پست ها

Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments